|
یكی ازدغدغه های بزرگ واساسی امیرمؤمنان علی(ع)درتمامی زندگی بویژه دردوران حكومت كوتاهش آن بود كه فقر،نیازمندی ونابرابری راازچهره جامعه وافرادآن بزدایدوازطریق اشتغال آبرومندانه وسیاستهای صحیح اقتصادی درآمدی معقول برای مردم فراهم كند.
منسوب به ایشان است كه: اگر فقر در برابر من به صورت انسانی مجسم گردد، البته او رامی كشم. علی (ع) به خوبی می دانست كه فقر ناشی از كمبود اشتغال و امكانات بر هرگونه ارزش و فضیلتی غلبه می كند تا در آینده سبب كفر و الحاد و ناسپاسی گردد و بدین خاطر است كه حضرت همیشه و در هر میدانی با این پدیده شوم مبارزه می كرد و راه را بر آن می بست. از منظر علی (ع) بر هر دولت و ملّتی و به عبارت دیگر، بر هر نظام اقتصادی ای لازم و ضروری است كه در میان افرادخود فقیری باقی نگذارد زیرا «فقیر در وطن خود غریب است»اگر برای اكثر مردم مرگ دردناك ترین حادثه زندگی است امّا در نظر امام فقر، مرگی بزرگ تر از مرگ معمولی است، لذا می فرماید: فقر، مرگ بزرگ تر است. حكومت حق، شرایطی را فراهم می آورد كه در آن مردم حداقل امكانات اساسی زندگی را داشته باشند و برای همه كسانی كه می خواهند كار كنند امكان كار فراهم باشد و افرادی هم كه از كارشان درآمد كافی كسب نمی كنند یا اساساً نمی توانند كار كنند، درآمد حد كفاف را داشته باشند. امام علی (ع) در دوران حكومت كوتاه خود، لااقل در كوفه، حداقل امكانات اساسی را برای عموم مردم تأمین كرد؛ چنان كه خود فرمود: كسی در كوفه نیست كه در رفاه به سر نبرد، حتی پایین ترین افراد نان گندم می خورد، سرپناه دارد و از آب گوارا می نوشد. حال سؤال این است كه روش حكومت حق برای ایجاد امنیت اشتغال ودرآمد چیست؟ به عبارت دیگر، نظام اقتصادی در یك حكومت حق چه سیاست هایی را بایستی اعمال كند تا از اشتغال و درآمد مردم در برابر انواع فشارهای خارج از كنترل آن ها به بهترین وجه حفاظت كند؟ به نظر می رسد كه در یك حكومت حق، حداقل سیاست های ذیر برای تحقق امنیت اشتغال و درآمد ضروری است: . برابری حقوق و رفع تبعیض؛ . گسترش اشتغال مولّد؛ اصلاح قوانین و مقررات اقتصادی. . برابری حقوق و رفع تبعیض یكی از ارزش های بنیادی ای كه بشر همواره در آرزوی به دست آوردنش در اجتماع بوده و هست مسأله برابری در حقوق و رفع تبعیض در آن ها است. بدیهی است كه مراد از برابری، تساوی انسان ها در حقوق اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است و برابری در ثروت، شغل و منزلت اجتماعی بدلیل تفاوت طبیعی انسان ها با یكدیگر در هوش، مقدار تلاش، علم، تقوا و از لحاظ تقسیم كار اجتماعی امكان پذیر نیست. امّا برابری به مفهوم فراهم نمودن فرصت های مساوی و رفع تبعیض برای كلّیه اقشار جامعه هر چند مشكل است، ولی هرگاه حكومت بخواهد تداوم داشته باشد، باید از آن برخوردار باشد. امیرمؤمنان علی (ع) دوام حكومت ها در جوامع را منوط به محترم شمردن حقوق مردم توسط نظام حاكم می داند. من لم ینصف المظلوم من الظالم سلبه الله قدرته. حكمرانانی كه حق مظلوم را از ظالم بستاند خداوند قدرتشان را از آن ها می گیرد. و من جارت و لایته زالت دولته. كسی كه در حكومتش ظلم و جور كند همین كار سبب از بین رفتن دولتش می شود. حضرت نگاه حقوقی یكسان به مردم را عدل و داد، و سرپیچی از آن را ظلم و ستم می داند و در نامه ای به یكی از فرمان دارانش می نویسد: امّا بعد، هر گاه والی نسبت به افراد رعیت، میل و هوای گوناگون داشته باشد، بسا از اجرای عدالت بازماند. پس باید كار مردم در حقّی كه دارند، در نزد تو یكسان باشد كه از ستم نتوان به عدالت رسید... امام صادق (ع) می فرماید: امیرالمؤمنین (ع) به عمر بن خطاب گفت: سه چیز است كه اگر آن ها را به خاطر سپاری و عمل كنی، از كارهای دیگر تو را بی نیاز می كند و اگر آن ها را فرو گذاری، چیزهای دیگر برای تو سودی ندارد. عمر گفت: ای ابوالحسن! آن سه كدام است فرمود: اجرای حدود الاهی در حق خودی و بیگانه، حكم كردن از روی كتاب خدا در حالت خشنودی و خشم و تقسیم كردن عادلانه میان سرخ و سیاه. عمر گفت: به جانم قسم تمام مطلب را با ایجاز كامل بیان كردی. نیاز به توضیح بیش تر نیست كه علی (ع) وظایف شخصی عمر را در امور فردی بیان نمی كند؛ بلكه وظایف او را در امور حكومت و به عنوان حاكم كه در رابطه با امور اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... مردم و جامعه مسؤولیت دارد بیان می فرماید. حضرت (ع) كلام موجز و مطلقی را بیان می كند كه در رابطه با حكومت و نظام حاكم می باشد. حكومت اگر این سه امررا رعایت كند، به نظر علی (ع) به تمام وظایف خود از جمله ایجاد اشتغال و درآمد و تحقق امنیت آن ها عمل كرده است. این كلام جامع امام علی (ع) برسه محور اساسی استوار است كه مختصری به بررسی آن ها می پردازیم: أ. برابری خودی و بیگانه در اجرای حق و حدود الاهی غالباً بین اطرافیان و خویشان حاكم و خلیفه افرادی هستند كه به حكومت و قدرت رسیدن خویشاوند خود را غنیمت می شمارند و در صدد سوء استفاده از موقعیت پیش آمده خواهند شد. بین اطرافیان علی (ع) نیز چنین افرادی بودند و حضرت (ع) برای آن كه دندان طمع این افراد را از بیخ بركند، بعد از به حكومت رسیدن، به مردم كوفه فرمود: ای مردم كوفه اگر در آن روز كه از نزد شما می روم جز اثاث خانه ام و ستوران باربرم و غلامم چیز دیگری با خود داشتم، بدانید كه خائنم. هزینه زندگی علی (ع) از غلّه ای كه برای او از مدینه می رسید ـ و حاصل مزرعه او در ینبع بود ـ تأمین می شد. امام علی (ع) به مالك اشتر درباره خویشاوندان و نزدیكان هشدار می دهد: و بدان، كه والی را خویشاوندان و نزدیكان است و در ایشان خوی برتری جویی (انحصارطلبی) و گردن كشی است و در معاملت با مردم رعایت انصاف نكنند. ریشه ایشان را با قطع موجبات آن صفات قطع كن. به هیچ یك از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به اقطاع مده، مبادا به سبب نزدیكی به تو، پیمانی بندند كه صاحبان زمین های مجاورشان را در سهمی كه از آب دارند یا كاری كه باید به اشتراك انجام دهند، زیان برسانند و بخواهند بار زحمت خود بر دوش آنان نهند. پس لذّت و گوارایی، نصیب ایشان شود و ننگ آن در دنیا وآخرت بهره تو گردد. اجرای حق را درباره هر كه باشد، چه خویشاوندو چه بیگانه، لازم بدار و در این كار شكیبایی به خرج ده كه خداوند پاداش شكیبایی تو را خواهد داد، هر چند، در اجرای عدالت، خویشاوندان و نزدیكان تو را زیان رسد، پس چشم به عافیت دار، هر چند، تحمل آن بر تو سنگین آید كه عاقبتی نیك و پسندیده است. این سخت گیری بر خود و زهد مسؤولین سبب آزادگی آن ها و موجب برخورد قاطع با افراد فرصت طلب می شود. امام (ع) در روز دوم خلافتش، سیاست های خود را در زمینه غصب اموال عمومی اعلام كرد و فرمود: به خدا سوگند، اگر چیزی را كه عثمان بخشیده، نزد كسی بیابم، آن را به صاحبش باز می گردانم، هر چند، آن را كابین زنان كرده باشند یا بهای كنیزكان. كه در دادگری گشایش است و آن كه از دادگری به تنگ آید از ستمی كه بر او می رود، بیش تر به تنگ آید. كلبی می گوید آن گاه علی (ع) فرمان داد اموالی را كه عثمان به صورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر كس دیگر داده برگردانده شود، چون این خبر به عمرو بن عاص كه در درایله از سرزمین شام بود رسید،او برای معاویه نوشت: هر چه باید انجام دهی انجام بده كه پسر ابی طالب همه اموالی را كه داری از تو جدا خواهد كرد، همان گونه كه پوست عصا و چوب دستی را می كنند. اجرای حدود الاهی به نحو یكسان بین دیگران و بین شخص حاكم و خویشاوندانش، هر چند ممكن است تعدادی از انسان های دنیاپرست را از حكومت حق دور كند، امّا تردیدی نیست كه این گونه رفتار كردن، در نهایت موجبات ثبات سیاسی و اقتصادی دولت، مشاركت بیش تر عموم مردم درحكومت و تحقق نظام حقوقی و اداری سالم را فراهم كرده و با تحقق این ها امنیت اقتصادی در جامعه فراهم خواهد شد. ب. حق محوری و قانون گرایی یكی از اصول عمده در انجام وظایف حاكم اسلامی از دیدگاه امام علی (ع) حكم كردن از روی كتاب خدا در حالت خشنودی و خشم است. حكم كردن مطابق كتاب خدا، حق محوری و دخالت ندادن هوا و هوس است. یكی از اهداف دولت علوی «بر پا داشتن حق و از بین بردن باطل» است، امیرمؤمنان علی (ع) مطابق حق عمل كردن و قانون گرایی را موجب نجات و رستگاری دانسته و آن را سبب حمایت و پشتیبانی مردم و در نتیجه حفظ نظام اجتماعی و رشد و پویایی آن می داند. پیامبر گرامی اسلام (ص) بعد ازهجرت، اوّلین پیمان را به امضای همه ساكنان شهر مدینه، اعم از مسلمان و یهودی رساندند. با وجود این كه هنوز بسیاری از احكام اسلام تشریع نشده بود، پیمان تشكیل امّت و پایبندی به مواد این پیمان، كه در واقع، می توان آن را قانون اساسی دولت اسلامی وقت خواند، تحقق یافت. در این پیمان، نخست امّت اسلام تعریف و مشخص شده كه شامل مسلمانان و غیر مسلمانان مدینه می شود. یهودیانی كه این پیمان را امضا كنند همراه با مسلمانان، امّتی واحد هستند، كه جدا از دیگر مردم می باشند. عضویت در این امّت نه فقط مهاجرین (فرزندان قریش) و انصار (فرزندان اوس و خزرج) را به هم نزدیك می كند و تبعیض های قبیله ای آنان را تحلیل برد، بلكه میان یهودیان و مسلمانان نیز الفت و اعتماد ایجاد كرده و امكان تعاون و مشاركت آنان را افزایش داد. این پیمان، امنیت سیاسی، اجتماعی، قضایی و دفاعی و در نهایت، امنیت اقتصادی مدینه را فراهم آورد. یكی از شاخص های مهم امنیت اقتصادی، حاكمیت قانون و نظم اجتماعی و اقتصادی در جامعه می باشد. هرچه پایبندی به حاكمیت قانون و نظم در جامعه بیش تر باشد، میزان امنیتی كه برای اقتصاد در جمیع ابعادش مورد انتظار است، بیش تر تحقق پیدا می كند. همه افراد در جامعه موظف به رعایت قانون و حكم خدایند، امام علی (ع) رعایت این امر را از طرف حكومت و حاكم اسلامی مایه سعادت و توفیق در همه امور اساسی كشور می شمارد. هر چند رعایت قوانین توسط حاكم اسلامی موجب نظم اجتماعی خواهدشد، امّا استحكام و دوام نظم حاصل در جامعه قطعاً با نوع قانون ارتباط وثیقی دارد. اگر قانون الاهی باشد، در آن همه مصالح جامعه رعایت شده و استحكام و دوام نظم حاصل از آن به مراتب بیش تر از نظمی است كه از رعایت قوانین بشری حاصل می شود. به همین خاطر است كه حضرت (ع) به خلیفه دوم توصیه می كند كه در حالت خشنودی و خشم بر اساس كتاب خدا حكم كند. ج. برابری عموم مردم در توزیع امكانات عمومی متأسفانه بشر در طول تاریخ خود همواره با این مشكل مواجه بوده كه ثروت های عمومی توسط افراد خاص و طبقاتی ویژه دست به دست گشته و مردم عادی را از دستیابی به آن ها محروم كرده است. امام رضا (ع) یكی از سنت های پیامبر گرامی اسلام (ص) را توزیع عادلانه ثروت های عمومی دانسته و در معرفی كسانی كه سنت پیغمبر (ص) را تغییر داده بودند می فرماید: (از جمله كارهای خلاف شرعی كه كردند) اموال را در اختیار مشتی ثروتمند قرار دادند تا میان آنان دست به دست بگردد.... امام باقر (ع) از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل می كند كه فرمود: پنج كس را من و هر پیغمبر مستجاب الدعوه ای نفرین كرده ایم: آن كس كه چیزی بر كتاب خدا بیفزاید، آن كسی كه سنت مرا فرو گذارد... و كسی كه فیء (اموال عمومی ) را به خود اختصاص دهد و آن را برای خویش حلال شمارد. یعنی كسانی كه تصرف در اموال عمومی را برای خود حلال می شمارند در ردیف تحریف كنندگان كتاب خدا هستند. این آموزه محمدی (ص) بعد از رسول خدا (ص) تغییر داده شد، به نحوی كه امیرمؤمنان (ع) هنگام خلافتش بر توزیع برابر فی ء (اموال عمومی) سرزنش می شد. با این وجود، حضرت (ع) درآمدهای عمومی را كه به طور عمده از زمین های خراجی به دست می آمد، به طور مساوی میان همه مسلمانان تقسیم می كرد: عرب، عجم، مهاجر، انصار، سیاه، سفید و حتی بردگان آزاد شده با اربابان و موالی خود همگی به طور یكسان از درآمدهای عمومی برخوردار بودند. امّا فشار بر حضرت حتی از ناحیه یارانش برای اجرای توزیع ناعادلانه بسیار بود، زیرا یاران امیرالمؤمنین (ع) دل نگران فرار بزرگان قبایل و اشراف قوم به سمت معاویه برای اخذ عطایای بیش تر بودند،ربیعه و عماره گویند: جمعی از یاران علی (ع) نزد او رفتند و گفتند: یا امیرالمؤمنین، این اموال به مردم ده و در تقسیم، این اشراف عرب و قریش را بر موالی و عجم برتری نه و نیز به كسانی كه بیم آن است كه به مخالفت تو برخیزند و از نزد تو بگریزند مالی بذل كن. اینان این سخن از آن روی می گفتند كه معاویه به هر كه نزد او می رفت چیزی عطا می كرد. علی (ع) ایشان را گفت: آیا به من می گویید كه پیروزی را به پایمردی ستم فرا چنگ آرم؟ به خدا سوگند، تا این خورشید می دمد و اختری برآسمان می درخشد چنین نكنم كه می گویید. والله، اگر آن مال نه ازبیت المال، كه از آن من می بود باز هم میانشان مساوات می ورزیدم، پس چگونه چنین نكنم در حالی كه مالی متعلق به آن ها است؟ سپس چندی خاموش ماند، آن گاه سربرآورد و گفت: هر كه را مالی در دست است باید كه از فساد بر حذر باشد، زیرا بذل مال به كسی كه حق او نیست، تبذیر و اسراف است كه این كار اگر چه بخشنده را در میان مردم پرآوازه می كند، در نزد خدای تعالی پست می گرداند. استفاده از امكانات عمومی به نحو مساوی برای عموم مردم، یقیناً مشاركت عمومی را در حمایت از حكومت و سیاست های اقتصادی صحیح آن افزایش خواهد داد. هر چند این روش ممكن است تعدادی از انسان های متموّل زیاده طلب را برنجاند و موجب مخالفت آن ها با حكومت گردد، امّا در دراز مدت مشاركت عمومی را گسترش خواهد داد. پیامبر (ص) با در پیش گرفتن چنین روشی توانست امّت بزرگ اسلامی را تشكیل دهد كه عرب بادیه نشین فقیر و بیچاره را به امكانات فراوان اقتصادی و غیراقتصادی رسانده و همه مسلمانان در پناه چنین روشی به كار و تلاش اقتصادی مطمئن بپردازند. امّا بعد از رحلت آن حضرت (ص)، روش خلاف آن در پیش گرفته شد و از اموال عمومی به برخی فراوان داده شد و بسیاری نیز از آن محروم شدند. همین امر كم كم دامنه مخالفت را بدان جا رساند كه همگامی و مشاركت عمومی مردم با حكومت كاهش پیدا كرد و ناامنی اجتماعی و اقتصادی همه جارا فرا گرفت و سرانجام با یورش عمومی، خلیفه سوم به قتل رسید. متأسفانه روش نابرابری در استفاده از امكانات عمومی چنان سنت شده بود كه بعد از به حاكمیت رسیدن امیرالمؤمنین (ع) و اصرار ایشان بر احیا و اجرای سنت به حق رسول خدا (ص)، با مخالفت های فراوانی مواجه شد و سرانجام، آن حضرت (ع) شهید و قربانی روشی شد كه رعایت آن، به یقین موجب تحقق مشاركت عمومی در جامعه و در نتیجه، موجب امنیت اجتماعی و اقتصادی می گردید؛ هر چند آن ظرف زمان گنجایش پذیرش چنین روشی را نداشت. . گسترش اشتغال مولّد رشد اقتصادی كه از موارد اشتراك و اتفاق همه مكاتب اقتصادی مهم دنی از جمله مكتب اقتصادی اسلام است،به معنای افزایش ثروت و بهره مندی از طبیعت تا حد امكان می باشد. این مفهوم از رشد اقتصادی، یكی از اهداف جامعه اسلامی است زیرا رفاه اقتصادی جامعه را از طریق اشتغال افزون تر فراهم كرده و درآمد بیش تر برای نیروی كار ایجاد نموده و امنیت اقتصادی افراد را افزایش می دهد. بنابراین، گسترش اشتغال مولد، فضای مناسبی برای افزایش اشتغال و ازدیاد درآمد فراهم می كند. از گفتار علی (ع) بر می آید كه خدای متعال بستر چنین رشد و اشتغال مولد را برای بندگان خود فراهم كرده است: بدانید زمینی كه شما را بر پشت خود حمل می كند و آسمانی كه بر سرتان سایه گسترده است... خداوند آن دو را فرمان داده كه به شما سود رسانند و آن دو هم اطاعت كرده اند. خداوند زمین و آسمان را برای مصالح شما بر پای داشته و آن دو نیز بر پای ایستاده اند. حضرت (ع) با استناد به برخی آیات قرآن، مردم را به كار و تلاش مفید دعوت می كند: دلیل (ضرورت) آباد كردن زمین سخن خدای متعال است: (هو انشأكم من الارض و استعمركم فیها،خداوند شما را از زمین پدید آورد و به آباد كردن آن برانگیخت). خداوند در این آیه به مردمان فرمان آباد كردن زمین را داده است تا زندگی آنان از محصولات زمین و از دانه ها و میوه ها و نظایر این ها ـ كه خداوند آن ها را وسیله معیشت آفریدگان خود قرار داده است ـ تأمین گردد. ایشان شرف و فضیلت هر حاكمی را در عمران شهرها و روستاها دانسته و در عهدنامه مالك اشتر یكی از وظایف دولت را «عماره بلادها» برشمرده است. به یقین، مقصود از «عماره البلاد» شهرسازی صرف نیست، بلكه با توجه به شرایط آن زمان باید گفت مقصود آبادانی شهرها، زمین های كشاورزی و اموری كه زمینه اشتغال، درآمد و ثروت جامعه را فراهم نماید، می باشد. و درباره بیكاری و تنبلی می فرماید: بی شك كسی كه نسبت به كارِ حیات مادی خود تنبل و بی تفاوت باشد مورد خشم و دشمنی من است، زیرا كسی كه نسبت به زندگی دنیایش چنین است، نسبت به آخرتش تنبل تر و بی تفاوت تر است. امیرالمؤمنین (ع) در سیره و سلوك اقتصادی نیز بزرگ ترین مولّد اقتصادی عصر خود محسوب می شد و با كارهای تولید خود، هم بر ثروت جامعه می افزود و هم بستر زیادی برای شغل های مفید و مولّد برای دیگران فراهم می نمود. در حدیثی امام صادق (ع) گوشه ای از فعالیت های شخصی حضرت علی (ع) را بیان كرده است: آزاد كردن هزار برده، وقف صد هزار درخت خرما، وقف املاكی در خیبر، وادی القری و مزرعه های ابی نیزر، بغیبغه، رباح، ارینه، رَغَد ورزین برای مؤمنین، احداث صد حلقه چاه در زمین ینبع و وقف آن برای حجاج بیت الله الحرام، حفر چندین حلقه چاه در راه مكه، كوفه و... شخصیت تابناك امام (ع) از یك سو، نشانگر مسؤولیت پذیری و توجه به جامعه و اظهار عاطفه نسبت به افراد آن از طریق كار خود و ایجاد اشتغال و درآمد برای دیگران است، و از سوی دیگر، شاخص و الگویی كامل برای مقدس بودن كار و زشتی بیكاری (و تنبلی ) است. در این باره گفته اند: امیرالمؤمنین (ع) هرگاه از جهاد فراغت می یافت، به تعلیم مردم و قضاوت در میان آن ها می پرداخت و پس از فراغت از این ها در بوستانی كه داشت به كار دستی اشتغال می ورزید و با این وجود، در همه این حالات یادآور خداوند جل جلاله بود. بدین ترتیب شخصیت برجسته علی (ع) الگویی از كارآفرین خلاق، مسؤولیت پذیر، و در عین حال یادآور خداوند متعال، ارائه می دهد. سرانجام امیرالمؤمنین (ع) در یك بیان اساسی و كلّی برای ایجاد ثروت و درآمد و انواع اشتغال مولّد و مفید می فرمایند: ان معایش الخلق خمسه: الاماره و العماره و التجاره و الاجاره و الصدقات. امور كشوری و لشكری (اماره)، كشاورزی و صنعت (عماره)، تجارت، اجاره (درآمد زمین، مسكن و غیره و اجرت كار) و صدقات (زكات و صدقه و كمك های دولت و مردم) زندگی مردم را تأمین می كند. گفتار علی (ع) در راه های تأمین معاش و كسب درآمد و ثروت واضح است امّا سه مورد آن را كه در تولید ثروت و درآمد مستقیم و غیرمستقیم در اقتصاد از اهمیت ویژه ای برخوردار است، توضیح بیش تری می دهیم: أ. كشاورزی یكی از پیش بایسته های رشد اقتصادی، رشد بخش كشاورزی است. مازاد سرمایه و نیروی كار این بخش از یك سو، می توانند موتور توسعه صنعتی را می تواند روشن كرده و از سوی دیگر، خانوارهای این بخش بازارِ مصرف كالاهای بخش صنعت باشد. بنابراین، توسعه اقتصادی پویا، بدون رشد صحیح بخش كشاورزی تحقق نمی یابد. یكی از ملاك های ارزشیابی حكومت ها و یكی از وظایف اصلی كارگزاران دولت ها در منظر امیرمؤمنان علی (ع) توجه خاص به بخش كشاورزی و توسعه آن است. بدین منظور در نامه ای به قرظه بن كعب انصاری دستور بازسازی نهری را صادر كردند: امّا بعد، مردانی از اهل ذمّه در حوزه استحفاظی زمین های خراجی تو درباره نهری كه از بین رفته صحبت كردند و در این نهر، نفع آن ها و افزایش ثروت برای مسلمین است؛ بنابراین، تو و آن ها كارشناسی كنید، سپس عمران و اصلاح نهر را به عهده بگیر؛ پس به جانم سوگند كه رفاه و افزایش درآمد آن ها بسیار محبوب تر است نزد من تا این كه از این زمین ها خارج شده و بیكار و عاجز شوند و یا این كه (در این زمین ها باقی بمانند) و در وظیفه كشاورزی خود كه به صلاح كشور است، كوتاهی كنند. امام (ع) در راستای حفظ و افزایش اشتغال در بخش كشاورزی، فرماندهان سپاهش را مأمور دفاع از حقوق كشاورزان كرد: شما را به خدا سوگند كه مبادا كشاورزان از جانب شما مورد ظلم واقع شوند. بر همین اساس سیاست مالی و جمع آوری خراج را به نحوی طراحی نمودند كه رشد تولید و وضعیت درآمدی مردم مورد توجه قرار گیرد، از این رو به شدت از سنگینی بار مالیات در حكومت ایشان نهی شده است. حضرت (ع) در فرازی از عهدنامه مالك اشتر چنین می نویسد: باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه آبادانی زمین باشی، زیرا خراج حاصل نشود مگر به آبادانی زمین، و هر كه خراج طلبد و زمین آباد نسازد، شهرها و مردم را هلاك كرده است و كارش استقامت ندارد مگر اندكی. هرگاه از سنگینی خراج یا آفت محصول یا خشك شدن چشمه ها و یا كمی باران، یا دگرگونی زمین در اثر آب گرفتگی و فساد بذرها و یا تشنگی بسیار زراعت و فاسد شدن آن، شكایت نزد توآورند، از هزینه و رنجشان بكاه، آن قدر كه امید داری كه كارشان راسامان دهد، و كاستن در خراج بر تو گران نیاید، زیرا اندوخته ای شود برای آبادانی بلاد تو و زیور حكومت تو باشد و از تو به خوبی ستایش می كنند و در گستردگی عدالت از ناحیه تو با خرسندی سخن می گویند. امام علی (ع) از آن جا كه خود الگوی كاملی از یك شخصیت برجسته صحنه كار و فعالیت های اقتصادی و كسب درآمد بود، به مردم نیز سفارش و توصیه به كار كشاورزی می نمود. ایشان می فرمود: هر كس آب و خاكی در اختیار داشته باشد (و كشت و كاری نكند) و فقیر بماند، خدا او را از رحمت دور سازد.(56) و در جای دیگر می فرماید: هر كس چشمه ای شیرین و گوارا بیابد و از آن سیراب شود (ولی) قدرآن را نداند، به زودی تشنه گردد و آن را نیابد. تأكید امیرمؤمنان علی (ع) بر اهمیت بخش كشاورزی، علاوه بر اهمیت واقعی سهم این بخش در ایجاد اشتغال سازنده و مفید، نشان دهنده این نكته نیز می باشد كه هرگاه فرهنگ تولیدی در جامعه به خاطر فتوحات شتاب زده وعادت كردن مردم به درآمدهای دولتی و عطایا تضعیف شود، بر رئیس دولت و كارگزاران لازم است برای بازگشت و تصحیح فرهنگ تولیدی، سرمایه گذاری های ضروری را انجام دهند، ضمن این كه خود نیز الگوی خوبی برای ترویج این فرهنگ باشند. ب. صنعت و تجارت در جامعه صنعتی و تكنولوژیك امروز، صنعت و تجارت (خدمات) بخش عمده اشتغال را تأمین می كند. در واقع، جامعه تكنولوژیك سبب جابه جایی قابل ملاحظه نیروی كار از بخش تولیدی ـ كه بدان بخش اوّلیه می گویند ـ به سوی بخش های دوم (صنعت) و سوم (تجارت و خدمات) می شود. بخش اوّل، بخش استفاده از منابع طبیعی است كه شامل كشاورزی، ماهی گیری، شكار، دامداری و معادن است. بخش دوم شامل تمام فعالیت هایی است كه صرف تغییر شكل مواد خام به محصولات ساخته شده می شود، بنابراین شامل تمامی اَشكال فعالیت صنعتی است. بخش سوم شامل تمامی فعالیت های تجاری، حمل و نقل، ارتباطات، خدمات حرفه ای و عمومی، مشاغل و كلاً مشاغل غیر یدی می باشد. از آن جا كه بازار گسترده ای برای كالاهای صنعتی در عصر حكومت امیرمؤمنان (ع) وجود نداشت و به تبع آن، تقسیم كار گسترده ای صورت نمی گرفت، فقط برای بخش كمی از مردم حضور در كارهای صنعتی، سودآور بود. بدین خاطر اعراب بادیه نشین از صنعت دوری می كردند و آن را كاربی ارزشی می دانستند و اعتقاد داشتند كه تنها قشرهای پایین جامعه به آن تن درمی دهند. امّا با ظهور اسلام وضعیت صنعت شروع به تغییر كرد. رویارویی های نظامی با قریش، ساختن شمشیر، نیزه و دیگر ابزارهای دفاعی را بر مسلمانان تحمیل كرد. توجهات پیامبر گرامی اسلام (ص) نسبت به فراگیری این صنعت و همه حرفه ها و پیشه های موجود، سبب رشد این بخش گردید. در سایه این توجهات صنایع و مشاغل بافندگی، دوزندگی، آهنگری، ساختمان، چرم سازی، چاه كنی و استفاده از آب های زیرزمینی در دوره زمام داری حضرت رونق گرفت و پیشه ورانی متصدی این امور شدند. ایجاد این صنایع هم موجب می شد كه تعدادی از افراد در این بخش ها شغل های مولّد و مفیدی داشته باشند و هم با ساختن ابزارهایی كه در چاه كنی و انتقال آب های زیرزمینی به روی زمین مورد استفاده قرار می گرفت، به رونق بخشی كشاورزی و گسترش آن و بالابردن اشتغال و تولید بیش تر در آن بخش كمك شایانی نمایند. بدان خاطر، علی (ع) ضمن توجه دادن مردم به راه های مختلف اشتغال و درآمد، اشتغال و امرار معاش در بخش صنعت را مورد توجه قرار می دهند. برخلاف صنعت، تجارت، میان اعراب پیش از اسلام گسترش بیش تری داشت. پیدایش بازارهای متعدد دائمی و موسمی در مسیر راه تجارت جنوب و شمال (یمن و شام) و رواج نسبی پول (درهم و دینار) گواه بر این مطلب است. با ظهور اسلام از علاقه شدید اعراب به تجارت كاسته نشد، بلكه در همان سطحی كه در زمان جاهلیت بود باقی ماند، و اگر زمان فتوحات را كه عرب ها در آن درگیر جنگ ها بودند، مستثنی كنیم، روش تجاری آن ها در زمان اسلام همان روش زمان جاهلیت بود، البته اسلام قالب جدیدی برای اوضاع تجاری ارائه كرد و از لحاظ حقوقی و اخلاقی و تشكیلاتی، آن چه را كه در تجارت نیاز داشتند برایشان تشریع و ایجاد كرد، احادیث فراوانی در بیان احكام خرید و فروش، احتكار، وام، ربا و غیره گفته شد. از همان آغاز حكومت اسلامی در مدینه، سعی بر این بوده كه برای پیشه وری، بازرگانی و تجارت، مراكزی ویژه به وجود آورند و هر بخشی از مراكز را به پیشه وران و فروشندگان حرفه خاصی اختصاص دهند. بدین نحو، هر قسمت این مراكز یا بازارها به صورت نمایشگاهی دائمی از هنرمندی های حرفه مشخصی در می آمد و بازار بورس كالاهای مشابه را به نام صاحبان همان حرفه تشكیل می داد. بازار آهنگران، درودگران، صحافان، كفاشان، مسگران و غیره. البته بازارها از طرف دولت حفاظت و نظارت شدند. پس از پیامبر (ص) و به دنبال كم شدن فتوحات، عنایت خاصی به تجارت شد. حتی در زمان فتوحات هم تجارت حتی در میان خود كارگزاران خلیفه دوم از رونق نیفتاد، و این بهترین نشانه شدّت علاقه این قوم به شغل تجارت است. عمر بر كارگزاران خود سخت می گرفت و اشتغال آن ها را به تجارت هرگز نمی پذیرفت. سعید افغانی درباره اهمیت تجارت در نزد خلفا از جمله امیرمؤمنان علی (ع) می نویسد: از حُسن تصادف سه خلیفه اوّل بازرگان بودند، ابوبكر و عثمان پارچه فروش بودند و عمر كه در جاهلیت تجارت می كرد در «غزه» بی نیاز شد و به مردم شتر و قاطر كرایه می داد و در مقابل، مزد می گرفت. امّا درباره حضرت علی (ع) نشنیده ایم كه تجارت كرده باشد. با ظهور اسلام ایشان نوجوان بودند، با وجود این، از تجارت و اوضاع آن اطلاع داشتند چون شغل تمام فامیل ایشان تجارت بود و هنگامی كه عهده دار خلافت شدند از اهمیت تجارت و ارزش آن بی اطلاع نبودند. جالب است بدانیم كه در دیدگاه امام علی (ع) قوام طبقات كشاورز وكارمند لشكری و كشوری (و محرومان و ناتوانان) به وجود صنعت گران پیشه ور و تاجران است زیرا اینان هستند كه تقاضای كالاهای مورد نیاز مصرفی وسرمایه ای را پاسخگو هستند. حضرت می فرماید: و این ها كه برشمردم (سپاهیان، كشاورزان، قضات، عاملان و كاتبان)، استوار نمانند مگر با بازرگانان و صنعت گران كه گرد هم می آیند و با سودی كه حاصل می كنند، بازارها را بر پای می دارند و با كارهایی كه دیگران در انجام دادن آن ها ناتوان اند، امور رعیت را سامان می دهند. بدین جهت، در فراز دیگری از نامه ي 53 بر حمایت و پشتیبانی از این طبقات مفید تأكید می كند: اینك سفارش مرا در حق بازرگانان و پیشه وران [صنعت گران ] بپذیر و درباره آن ها به كارگزارانت نیكو سفارش كن. خواه آن ها كه در شهرها نشسته اند، خواه آن ها كه بین شهرها با مال خود در رفت و آمدند، و بعضی كه كارگرند و با تلاش بدن كسب روزی می كنند؛ زیرا این گروه، خود مایه های منافع اند و اسباب رفاه و آسودگی و به دست آورندگان آن از راه های دشوار و دور و خشكی و دریا و دشت ها و كوهساران و جای هایی كه مردم در آن جای ها گرد نیایند و جرأت رفتن به آن جای هاننمایند... بازرگانان و صنعت گران اهل سلامتند و مایه خوف و خطرنیستند. مردمی آرامند كه هیچ غائله از آنان برنمی خیزد. در دیار خویش و در پیرامون شهرهای قلمرو خود، جویای حالشان باش و به آنان مهربانی كن. گفتار حضرت در مورد اهمیت تجارت، فایده آن و... چنان واضح است كه نیازی به توضیح نمی باشد. . اصلاح قوانین و مقررات اقتصادی مهم ترین كار دولت ها وضع قوانین و مقررات است كه جزء لاینفك فضای نهادی و سازمانی كشورها به شمار می رود. اگر دولت ها سیاست های مدبّرانه داشته باشند، می توان فضایی مناسب برای افزایش اشتغال، درآمد، سرمایه گذاری و توسعه اقتصادی پیش بینی كرد. امروزه نقش «سیاست های سالم» به عنوان علّت انباشت بیش تر سرمایه های فیزیكی و انسانی و تأثیر آن برافزایش اشتغال و درآمد بر كسی پوشیده نیست. همین امر به نوبه خود اذهان را متوجه دولت و كیفیت نهادها و سازمان های دولتی نموده است. امیرالمؤمنین علی (ع) هر چند سیاست های غلط و نادرست را كلید فقر،سبب ویرانی،و نشانه پشت كردن روزگار می داند، با این وجود، مدعیان كاذب «سیاست های سالم» را نیز سرزنش نموده كه با ادعای «اصلاح قوانین ومقررات»، خود و دیگران را دچار گرفتاری می سازند. ایشان می فرمایند: ده كس اند كه خود و دیگران را دچار گرفتاری می سازند... و (یكی ازآن ها) اصلاح طلبی كه عالِم نیست (و از تعالیم دست اوّل دین، و مصالح راستین مسلمین، و طبیعت واقعی انسان، و حقایق ثابت اجتماع ناآگاه است). امام علی (ع) می فرماید: اگر علم را از سرچشمه آن آموخته بودید و راه را در متن آشكار آن پیموده بودید، و در راه حق گام گذاشته بودید، كسی در میان شما تهی دست نمی ماند. امام خمینی(ره) بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان را «عدم تشكیل حكومت حق» دانسته و می گویند: از اوّل، مسلمین و اسلام گرفتار هواهای نفسانیه ای بودند و این گرفتاری ها كه ما الان داریم، سرچشمه اش همان هواهای نفسانی بود كه بعد از رسول اكرم (ص) به واسطه آن هواها نگذاشتند حكومت حق تشكیل بشود. اگر گذاشته بودند كه حكومتی كه اسلام می خواهد، حاكمی را كه خدای تبارك و تعالی امر به تعیینش فرموده است، رسول اكرم (ص) تعیین فرمود، اگر گذاشته بودند كه آن تشكیلات پیش بیاید، حكومت اسلامی باشد، حاكم، حاكم منتخب منصوب من قِبَل الله تعالی باشد، آن وقت مردم می فهمیدند كه اسلام چیست و معنی حكومت اسلامی چیست. بنابراین، شرط اوّل «سیاست های سالم» وجود حاكمی است عالِم، عادل، آگاه به زمان، و دارای صفات ذاتی (حكمت، درایت و تدبیر، صبر و شجاعت. از آن جا كه یكی از علل شورش مردم علیه عثمان سیاست های مالی نادرست او بود، لذا حضرت علی (ع) پس از رسیدن به خلافت، تلاش زیادی صرف روشن كردن رسالت حاكم، شرایط و وظایف او و ارائه ضوابط صحیح جمع آوری مالیات ها و خراج ها و به مصرف رساندن آن ها نمود. افزایش فتوحات سبب سیاست های مالی غلط در مورد خراج گردید و شیوه جمع آوری و نحوه برخورد مأموران مالیاتی با مؤدیان، بسیار حساس گشت. نمونه ای از این برخورد و شیوه جمع آوری در دو حدیث زیر آمده كه نشان دهنده این مطلب است كه رویه اخذ خراج در دوران خلفای قبل برشدّت، سخت گیری، رعایت نكردن حال مردمان و حداكثر كردن منافع حاكمان بوده و حضرت علی (ع) ضمن ردّ این رویه، این مسأله را صریحاً و در ملأ عام ابراز نمی كند، زیرا بوروكراسی اداری و لشكریان، به خراج و خراج گذاران وابسته بوده و حتی همه مردم به تعبیر حضرت جیره خواران خراج و خراج گذاران بودند و لذا حضرت می بایست تقیه می كرد. مردی از قبیله ثقیف می گوید: علی بن ابی طالب (ع) مرا به امارت بانقیات و بخشی از سواد كوفه برگزید و در حالی كه گروهی از مردم حضور داشتند به من فرمود: خراجت را بنگر، پس تمام كوشش خود را در آن به كار ببر و درهمی از آن را ترك نكن. پس هر گاه اراده رفتن به محل خدمت را داشتی نزدمن بیا. او می گوید نزد آن حضرت رفتم به من فرمود: آن چه از من شنیدی یك خدعه بود، مبادا مسلمان یا یهودی و یا نصرانی را به خاطر درهمی از خراج مورد ضرب و شتم قرار دهی و یا چهارپایی را كه وسیله كار مردم است، به خاطر درهمی خراج بفروشی، همانا ما امرشده ایم كه از چیزهای زائد بر نیاز مردم خراج بگیریم. كارگزار دیگری، وقتی علی (ع) مشابه مطالب فوق درباره مدارا با مردم در اخذ خراج را به او فرمود، در پاسخ گفت: یا امیرالمؤمنین، در این صورت همان طوری كه از نزد شما رفتم به سوی شما برمی گردم (یعنی دست خالی و بدون درآمد خراجی برمی گردم). امام (ع) فرمود: ولو به همان صورتی كه رفتی برگردی، وای بر تو، همانا ما مأموریم از مردم مازاد را بگیریم. به هر تقدیر، وضع و اصلاح قوانین و مقررات اقتصادی یكی از راهكارهایی است كه برای افزایش امنیت اقتصادی مردم می بایست انجام پذیرد و دولت مردان نباید هدف خود را حداكثر كردن منافع خود كنند، امام (ع) در این باره می فرماید: مردم زمانی تنگدست گردند كه همت والیان، همه گرد آوردن مال بوَد و به ماندن خود بر سر كار اطمینان نداشته باشند و از آن چه مایه عبرت است، سود برنگیرند. وضع قوانین صحیح اقتصادی و اصلاح قوانین نادرست اقتصادی خود از شاخص های مهم امنیت اقتصادی است. هر چه این قوانین به مصلحت اقتصاد عموم جامعه باشد، امنیت اقتصادی افزایش خواهد یافت و نیز وقتی مردم ازمقررات اقتصادی بهره مند گردند، مشاركت عمومی در جامعه افزایش خواهد یافت و این امر نیز امنیت اقتصادی جامعه را رو به فزونی خواهد برد. سيدعلي رضا هاشمي
Newer news items:
Older news items:
|