|
دوباره دلم هوای کربلا کرده |
چاپ
|
|
23 خرداد 1389 ساعت 20:03 |
|
تا حالا شده بنشینی خونتو دلت پر بکشه واسه بین الحرمین؟ تا حالا شده با حسرت به چشمهای کسی که رفته کربلا وداره از خوبیهاش حرف می زنه نگاه کنی ؟ تا حالا شده هر وقت دلت میگره بگی آقا منم بطلب؟ اگه شما هم مثل من دلتون اونقدر هوای کربلا رو می کنه مطمئن باشیدشما هم روزی مسافر فرات می شوید آخه منم همین طوری بود که رفتم. عاشق حسین / تشنه ی دیدار / و شوق رسیدن به دیار یار همینم شد اونقدر آقا رو صدا کردم که بین این همه دل گشته منم طلبید اونم چه طلبیدنی ..............
تقریبا 4،5 ماه پیش بود که تو یه چشم بهم زدن یه شبه کار ویزام درست شد فردای صبح با مراجعه به یکی از شعب بانک ها یک وام یک میلیون تومانی که از مدتها قبل درخواست کرده بودم برام آماده شد و در همون لحظه بود که تلفنم زنگ خوردو پشت خط خبر از این می داد که یکی از مسافران کربلاانصراف داده و یه جای خالی پیدا شده و شما که متقاضی بودید میتونیدبرید . باورم نمی شد تو چند روز آقا منم طلبید. خودمو واسه سفر آماده کردم دقیقا 88/11/19 بود که عازم این سفر معنوی شدم از مازندران به قصدکرمانشاه عبور کردیم و غروب 88/11/20 بود که در هتل امام رضا (ع)تو مرز خسروی اسکان یافتیم . فردای اون روز کرمانشاه را به قصد عراق ترک کردیم و وارد خاک عراق شدیم . نیروهای آمریکایی ما را برای انگشت نگاری و عکس برداری هدایت می کردند و در همون لحظه بود که یکی ازایرانی های توی یه صف دیگه که داشت سیبیلشو مرتب می کرد حواسمو متوجه خودش کرد یه زن امریکایی که به زبان فارسی تسلط داشت بهش می گفت مگه داری می ری خواستگاری اونم میگفت : خدا رو چه دیدی شاید یه زن خوب گیرآوردم و عقد کردم و اون زن آمریکایی هم بهش جواب داد : اینجا باید به فکر عبادت وزیارت و حسینتون باشید نه به این فکرها. بگذریم نوبت انگشت نگاری ماهم انجام شد و کارها که تموم شد سوار اتوبوس شدیم وحرکت کردیم که تو مسیر شاهد شعار های تبلیغاتی عراقی ها بودیم. ( لامجال للبعث فی العراق) آخه حضور ما اونجا همزمان با انتخابات عراق بود راستی یادم رفت بگم یک همسفر خوبم داشتم ( حامد فاطمی نسب ) از مداحان اهل بیت که وقتی با هم رسیدیم به کاظمین و توسل کردیم به امام رضا(ع) وحضرت معصومه(ع)حس و حال خیلی خوبی داشتیم که واقعا نمی شه توصیفش کرد تو کاظمین پس از استقرار تو هتل و انجام اعمال روانه حرم باب الحوائج موسی کاظم (ع) و باب المرادجواد الائمه امام محمد تقی(ع) شدیم و نمازرو به امامت آیت الله سیدحسین صدر اقامه کردیم . بعد از اتمام فرائض با مدیر کاروان(حاج اکبر امیر خانلو ) به هتل برگشتیم و دو باره راهی حرم شدیم ولی از اونجا که ساعت 23 دربهای حرم بسته می شه امکان احیا در اون فضای معنوی و مقدس نبود . روز 88/11/22 بود که کاظمین رو به سمت نجف اشرف ترک کردیم و تو راه متوجه شدیم که رانندگان عراقی خیلی کم تجربه اند واگر مشکلات بیمه اتوبوس های ایرانی نبودزائرین باهمان اتوبوسهای ایرانی عزیمت میکردند مشکلات سفر برایشان کمترمیشد و اگر شرکتهای بیمه در این خصوص همکاری بیشتری داشته باشند برای زائران بهتر میشه . تو مسیر نجف هر صدمترایستگاه صلواتی بود ( چون سفر ما همزمان با ماه صفر و رحلت نبی اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) بود ) . هنوز به نجف نرسیده گریه ی غربت علی (ع) به ما امان نداد و سیل اشک بود که از چشمانمان جاری می شد . پس از جابه جایی در هتل قمر بنی هاشم (ع) عازم حرم امام علی (ع)شدیم . الله اکبر عجب عظمتی ، عجب صفایی واقعا جاشما خالی بود . پس از زیارت مولای متقیان و ادای نماز و فرایض قبر پاک و مطهر حضرت ابوالبشر آدم نبی (ع) و حضرت نوح (ع) را که درهمان ضریح نورانی علی ابن ابیطالب (ع) است زیارت کردیم . فردای آن روز یعنی 88/11/23 نماز صبح را در حرم امیر المومنین (ع) اقامه کردیم و مزار بزرگانی چون شیخ عباس قمی ، سید مصطفی خمینی ، شیخ حسین نوری و .... که در جوار حرم امیرالمومنین بود را هم زیارت کردیم . همانروزعازم وادی السلام بزرگترین قبرستان مسلمین شدیم وپس اززیارت مرقدحضرت هود(ع)وحضرت صالح(ع)برمزارمرحوم آیت الله سیدعلی قاضی(رض)حاضرشده وازآنجاباحضوردرمقام امام صادق(ع) ومقام امام زمان (عج)استغاثه ای به محضرمبارک آقاداشتیم. فرداش یعنی 88/11/24 که مصادف با ارتحال رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) بودبه جمع عزاداران در جوار حرم امام علی (ع) ملحق شدیم و پس از عزاداری و اقامه نماز ظهر بسمت مسجد کوفه رفتیم که خبردادند عصر روز گذشته در کوفه بمبی منفجر شد و 20 نفر از شیعیان به شهادت رسیدند. پس از انجام اعمال مسجد کوفه به زیارت مرقد مسلم ابن عقیل و مختار ثقفی وهانی ابن عروه مشرف شدیم . شایدباورتان نشود که محل تغسیل و تکفین و چاهی که در منزل علی (ع) بود حرفها با دل بیگانه ی ما میزد. 88/11/25 بود که بعد از خواندن نماز صبح در حرم علی (ع) که مصادف با شهادت امام رضا (ع)بود نجف و به قصد کربلای معلا ترک کردیم . در مسیر کربلا به زیارت مسجد سهله مشرف شدیم تا ارادت خود را به ساحت مقدس امام عصر (عج)بیش از بیش نشان دهیم که قبل ازآن مرقد کمیل ابن زیاراهم زائربودیم. دوباره دلم هوای کربلا کرده .................... آره رسیدیم به بهشت خدا. وقتی وارد کربلا می شوی اول گنبد طلایی حضرت عباس (ع) به چشم می خورد و از خوش شانسی ما هتلمونم در جوار بارگاه قمر بنی هاشم (ع) قرار داشت . پس از جابه جایی تو هتل و انجام غسل زیارت بدون معطلی روانه حرم شدیم وقتی چشمانم به ضریح6 گوش حضرت ثارالله امام حسین (ع) افتاد سیل اشک بود که از چشمانمان جاری می شد . پس از زیارت حرم و ادای نماز شروع به خواندن زیارت عاشورا کردیم و پس از اعمال رهسپار بین الحرمین شدیم و به پابوسی اشجع الناس باب الحوائج ساقی تشنگان ابوالفضل العباس (ع)مشرف شدیم. در اونجا بود که شروع به عزاداری و سینه زنی کردیم . چه روز عجیبی شهادت امام رضا (ع)رو در جوار جد بزرگوارشان امام علی (ع) و امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) باشی و عزاداری کنی . روز 88/11/26 بعد از اقامه نماز صبح و زیارت عاشورا راهی خیمه گاه حسینی شدیم که چه فضای معنوی و مظلومی آنجا حاکم بود و مصیبت زینب کبری (س) دلها را به درد می آورد و از آنجا به مقام امام زمان (عج) رفتیم تا بار دیگر برای ظهور ملکوتی حضرت دعا کنیم . نماز ظهر و عصر و تو حرم آقا خوندیم و پس از نماز مغرب و عشاء به هتل برگشتیم . فردای اون روز 88/11/27 که سه شنبه هم بود بار دیگر باحضوردرمقام امامزمان (عج)توسلی بر امام زمان (عج )زدیم و از شط الفرات گذشتیم و دوباره دلمان را حسینی کردیم . مکان هایی به نام باغ امام صادق (ع) و مقام علی اکبر و علی اصغر (ع) را دیدیم که می گفتند سندیتی بر صدق این مکان ها وجود ندارد و بیشر ساختگی است . اون روز هم مثل روزهای قبل نمازها و دعاها رو تو حرم باب الحوائج و امام حسین (ع) خوندیم وبه هتل برگشتیم . بامداد 88/11/28 نزدیک اذان صبح که تو حرم سید الشهدا با آقا وداع کردیم و پس از زیارت قبر سید ابراهیم مجاب (ع) و حبیب ابن مظاهر به پابوسی مرقد مطهرامام حسین (ع)و آقا ابوالفضل (ع) رفتیم و پس از وداع داغ و درد ناک با این بزرگواران عازم کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران شدیم . و باز هم مسیری که مملو از نیروهای نظامی بود و باز هم دلتنگی و سلام ایران با یاد شهدای دفاع مقدس و یاد بزرگوارانی که چندی قبل در کنارشان بودیم وارد قصر شیرین شدیم و فردای اون روز در شهر مقدس قم به زیارت حرم مطهر حضرت معصومه(ع) مشرف شدیم و غروب 88/11/29 که وارد خاک مازندران شدیم و این سفر معنوی تمام شد ولی همواره خاطره ی این سفر برای من عاشق حسین باقی می ماند. انشاءالله که این سفر معنوی قسمت همه ی آرزومندان گردد. ولی یه چیزی هنوز تو دلمه که نگفتم . دوباره دلم هوای کربلا کرده.......................................... التماس دعا ، محمد علی روشن
Newer news items:
Older news items:
|